روی خط خبر

موضوع: ارز دیجیتال منبع: ارز دیجیتال
امتیاز: 5 5

خبر " بیت کوین چگونه بازی را تغییر داد؟ از منبع ارز دیجیتال " با موضوع CryptoNews-ارز دیجیتال در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۲۹ منتشر شد.

بیت کوین چگونه بازی را تغییر داد؟

امروزه، نگرانی های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) به عامل تصمیم گیری مهمی برای کسانی تبدیل شده است که درقبال تأثیرات اخلاقی سرمایه گذاری هایشان دغدغه مند هستند. این نگرانی ها که اغلب با عنوان سرمایه گذاری مبتنی بر تأثیر (Impact Investing) دسته بندی می شوند، درحال حاضر ویژگی مشترک دستورکار بسیاری از کمیته های سرمایه گذاری هستند. متأسفانه همه مباحث مرتبط با بیت کوین و ESG درباره […]

The post بیت کوین چگونه بازی را تغییر داد؟ appeared first on ارزدیجیتال.

امروزه، نگرانی های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) به عامل تصمیم گیری مهمی برای کسانی تبدیل شده است که درقبال تأثیرات اخلاقی سرمایه گذاری هایشان دغدغه مند هستند. این نگرانی ها که اغلب با عنوان سرمایه گذاری مبتنی بر تأثیر (Impact Investing) دسته بندی می شوند، درحال حاضر ویژگی مشترک دستورکار بسیاری از کمیته های سرمایه گذاری هستند.متأسفانه همه مباحث مرتبط با بیت کوین و ESG درباره نگرانی های زیست محیطی شکل گرفته اند. این امر باعث شده است که سرمایه گذاران برای ارزیابی جامع سرمایه گذاری های خود درزمینه ESG فقط یک بخش از منابع تحلیلی لازم را دراختیار داشته باشند.پیش تر درباره بخش زیست محیطی ESG در بیت کوین بحث شده است. در این مطلب، استدلال هایی آورده ایم مبنی بر اینکه بیت کوین، به ویژه در مناطقی که سرمایه گذاری های سنتی امکان اثرگذاری ندارند، قابلیت کم نظیری برای صیانت از آزادی و حقوق بشر دارد. برای پرداختن به این موضوع پیچیده، از الکس گلدستاین (Alex Gladstein)، مدیر ارشد راهبرد در بنیاد حقوق بشر (Human Rights Foundation)، کمک گرفته ایم.در مقاله حاضر، به نکات زیر توجه کرده ایم:۱. چهارچوب ESG به سه مقوله گسترده نگرانی های اخلاقی می پردازد: ۱. محیط زیست؛ ۲. جامعه؛ ۳. حاکمیت. در این مطلب، موضوع تأثیرات اجتماعی بررسی شده است.۲. درباره اینکه در تصمیمات سرمایه گذاری با محوریت مسائل اجتماعی چه نگرانی های مشخصی باید مدنظر قرار گیرد، هیچ اجماعی وجود ندارد. با اینکه برخی از چهارچوب های تدوین شده در دسترس قرار دارند، هیچ یک از آن ها بدون مشکل نیستند. از این رو، چنین وضعیتی ایجاب می کند که سرمایه گذاران دارای دغدغه های اخلاقی به این چهارچوب ها با دید انتقادی بنگرند.۳. ازنظر نگرانی های اجتماعی، شباهت هایی در نحوه ارزیابی شرکت ها و بیت کوین وجود دارد؛ اما در این میان، تفاوت های مهمی نیز به چشم می خورند که سرمایه گذاران باید از آن ها آگاه باشند.۴. بیت کوین و شرکت ها از لحاظ توانایی ایجاد تأثیرات مثبت اجتماعی هم در مناطقی که بیشترین نیاز به آن ها وجود دارد و هم در مناطقی که شرایط خصومت آمیز است (مانند کشورهای تحت حکمرانی رژیم های اقتدارگرا)، از اساس متفاوت هستند.۵. درحال حاضر، فهرستی طولانی از مسائل جدی اجتماعی در جهان وجود دارد و بسیاری از آن ها برای اثرگذاری مثبت ازطریق سرمایه گذاری های سنتی با مشکل مواجه اند.۶. بیت کوین راهی منحصربه فرد برای پرداختن به نگرانی های اجتماعی مثل حقوق بشر، حریم خصوصی، نابرابری، تبعیض و آزادی ارائه می کند که در توان هیچ یک از سرمایه گذاری های دیگر نیست.نگرانی های اجتماعی و غفلت از آزادی و حقوق بشرهم زمان با افزایش اعتبار ESG در میان محافل سرمایه گذاری، سازمان های پیشرو معیارهای سنجش پذیر و اهداف بلندپروازانه ای را گسترش داده اند تا به سرمایه گذاران کمک کنند که درباره ESG تصمیمات آگاهانه بگیرند. این معیارها به سه مؤلفه ESG، یعنی محیط زیست و اجتماع و حاکمیت تقسیم شده است.سازمان هایی مثل شرکت خدمات مالی آمریکایی ام اس سی آی (MSCI) رتبه بندی هایی در نظر گرفته اند که با استفاده از آن شاخص ها، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و شرکت ها را بر اساس تأثیرات اجتماعی آن ها دسته بندی می کنند.در سطح دولتی نیز، سازمان ملل اهداف توسعه پایدار (SDGs) را منتشر می کند که کشورهای عضو آن ها را به عنوان فراخوانی برای اقدام و وسیله ای برای ترویج رفاه جهانی تدوین کرده اند. همچنین، برخی از سازمان های آموزشی فعال در حوزه سرمایه گذاری، مانند مؤسسه غیرانتفاعی سی اف ای (CFA Institute) رهنمودهای خود را درباره نحوه ارزیابی سرمایه گذاری ها بر اساس نگرانی های اجتماعی منتشر می کنند.نباید فراموش کرد که همه این چهارچوب ها تفاوت های اساسی در رویکردهایشان دارند. به بیان بهتر، هیچ اجماعی درباره نحوه اعمال اصول ESG وجود ندارد. برخی از زمینه های مشترک در مفاهیم مربوط به نگرانی های اجتماعی مانند جنسیت و برابری اقتصادی وجود دارد که همه چهارچوب ها روی آن ها اتفاق نظر دارند. باوجوداین، مفاهیمی مانند آزادی، دموکراسی، آزادی بیان و آزادی های مدنی که بسیار مهم هستند، به وضوح در برخی از چهارچوب ها مانند اهداف توسعه پایدار سازمان ملل با غفلت مواجه شده اند.با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای عضو که در تدوین این سند مؤثر بوده اند، رژیم های اقتدارگرایی هستند که سابقه ای پررنگ در نقض حقوق بشر دارند، این مسئله جای شگفتی نیست. گلدستاین در این باره توضیح می دهد:سند اهداف توسعه پایدار از حدود ۱۰,۰۰۰ کلمه تشکیل شده است و برخی از اصطلاحات مانند دموکراسی، آزادی های مدنی، انتخابات آزاد و عادلانه، آزادی رسانه، آزادی بیان، روزنامه نگاری، قوه قضاییه مستقل یا تفکیک قوا حتی یک بار هم در آن نیامده است. در این سند، تنها یک بار از فساد و یک بار از آزادی و چهار بار از حقوق بشر یاد شده است.با این تفاسیر، سرمایه گذاران بسته به اهداف خاص خود درباره تأثیرات اجتماعی مجبور ند در این باره کمی دید انتقادی داشته باشند. آنان باید این کار را از طریق ارزیابی مستقیم سرمایه گذاری ها انجام دهند یا به چهارچوب های نهادهای ثالثی بسپارند که امتیازدهی ESG را به نمایندگی از آنان انجام می دهند.اگر آزادی و حقوق بشر بخشی از دریافت شما از نگرانی های اجتماعی باشد، بدون تردید از بیت کوین به عنوان ارز دیجیتالی تقدیر خواهید کرد که تأثیرات مثبتی در این زمینه گذاشته است.فراوانی مشکلات اجتماعی عمده در جهانما در جهانی زندگی می کنیم که مملو از مشکلات اجتماعی گسترده است. سانسور، تبعیض، بهره کشی و نقض حقوق اولیه مالکیت همگی مشکلات عمده ای هستند که بخش بزرگی از جمعیت جهان با آن ها درگیرند. این مشکلات در رژیم های اقتدارگرا چهره ای آشکار دارند؛ اما به هیچ وجه به این رژیم ها محدود نیستند. به عنوان مثال، تبعیض نژادی و جنسیتی و نبود تنوع مشکلاتی هستند که در همه کشورها وجود دارند و در جوامع غربی در کانون مباحث مربوط به پیشرفت قرار گرفته اند.خدمات بانکی و سپرده گذاری و فرصت های سرمایه گذاری برای میلیاردها نفر در سراسر جهان خارج از دسترس است و بسیاری از آنان حتی امیدی به ایجاد این دسترسی در آینده نیز ندارند. در سیستم مالی سنتی، چنین خدماتی نیازمند احراز هویت مشتری (KYC) است و این باعث می شود همه کسانی که نمی توانند یا نمی خواهند اوراق هویت دولتی داشته باشند، از این خدمات محروم شوند.افزون بر این، حفظ حریم خصوصی در رژیم احراز هویت مشتری غیرممکن است و این امر حفاظت از داده ها را به مشکلی بزرگ و حل نشدنی تبدیل می کند که در بخش های بعدی به آن خواهیم پرداخت. ما معمولاً به مشکلات مربوط به دسترسی در جوامع غربی توجهی نمی کنیم. اغلب این طور تصور می شود که این مشکلات در جوامع غربی یا دست کم برای بخشی از این جوامع که می توانند در قدرت سیاسی نفوذ کنند ، صدق نمی کند.بیشتر شهروندان اروپا و آمریکای شمالی به خدمات عالی مالی دسترسی دارند؛ اما این دسترسی به هیچ وجه شامل همه شهروندان این مناطق نمی شود. گلدستاین درباره این موضوع می گوید:هر فرد عادی در کره زمین، به ویژه اگر جزو ۵۳درصد جمعیتی باشد که در کشورهای دارای رژیم های اقتدارگرا زندگی می کنند، به هیچ یک از این خدمات دسترسی ندارد. بازارهای سهام داخلی در این مناطق وضعیت مناسبی ندارند. بیشتر مردم حتی از این حد تجمل محروم هستند که چیزی را به دلار بخرند.درمجموع، حدود ۹۰ کشور یا ۴.۳میلیارد نفر جمعیت هستند که در چنین شرایطی زندگی می کنند. اقتصاد و امور مالی با روش های مختلفی بر آنان نظارت می کنند. این مردم با ارزهایی مثل نایرا نیجریه، پزو مکزیک، پوند سودان یا لیر ترکیه سروکار دارند؛ ارزهایی که اغلب سالانه ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۳۰ یا ۴۰درصد از ارزش خود را از دست می دهند. این چیزی است که این مردم به دست می آورند.همه این ارزش را نخبگان حاکمی که به سرچشمه تزریق پول نزدیک هستند، در نمونه ای کامل از اثر کانتیلون (Cantillon Effect) می بلعند. آنان پول چاپ شده را سخاوتمندانه در میان خود و دوستانشان تقسیم می کنند و هم زمان قیمت دارایی های خودشان را ازطریق این کاهش ارزش [پول] افزایش می دهند. این در حالی است که هزینه همه این ها را شهروندانی پرداخت می کنند که بدون دارایی و وابسته به پول نقد هستند و هیچ نقشی در تصمیم گیری ایفا نمی کنند.اثر کانتیلون درواقع دیدگاهی انتقادی به تغییر قیمت ها براثر تغییر در عرضه پول است. در این وضعیت، کسانی که از رانت دریافت عرضه جدید پول برخوردار یا به هر نحوی به منشأ تزریق پول به بازار نزدیک تر هستند، پیش از آنکه ورود پول به بازار باعث افزایش قیمت شود، از پول جدید نهایت استفاده را می برند. درمقابل، مردم عادی زمانی به پول جدید دسترسی می یابند که افزایش عرضه پول اثر خود را روی تورم گذاشته است.گلدستاین ادامه می دهد:اکثر مردم جهان به ارز ذخیره دسترسی ندارند و در کشورهایی با نظام لیبرال دموکراسی زندگی نمی کنند و تنها ۱۳درصد از انسان ها در نظام لیبرال دموکراسی دارای ارز ذخیره زندگی می کنند. این یعنی ۸۷درصد از جمعیت جهان در کشورهای دارای ارز ضعیف تر یا رژیم اقتدارگرا زندگی می کنند.شما چطور می توانید ابتکارهای سرمایه گذاری مبتنی بر تأثیر خود را به این مردم برسانید؟ چنین کاری خیلی سخت است؛ چراکه این سرمایه گذاری ها همگی وابسته به شرکت ها هستند و این شرکت ها به شدت تحت کنترل حکومت محل استقرارشان قرار دارند. این حکومت ها اجازه نمی دهند که شرکت های یادشده ورود پیدا کنند و سطحی زندگی شهروندان را بهبود ببخشند. امکان ندارد آن ها اجازه چنین کاری را بدهند. سرمایه گذاری در خارج از کشور نیز به ویژه در بازارهای در حال ظهور فقط برای ۱درصد بالای جامعه سودمند است.نکته ای که گلدستاین به آن اشاره می کند، ناخوشایند است. در کشورهایی که سیستم پولی داخلی آشکارا برای این طراحی شده است که ثروت را از مظلومان بگیرد و در اختیار ظالمان قرار دهد، واقعاً هیچ راهی نیست که بدون سود رساندن به گردانندگان همان سیستمی که می خواهید آن را متلاشی کنید، سرمایه گذاری انجام دهید.این یعنی هیچ راه واقع بینانه ای برای اثرگذاری مثبت بر شرایط اجتماعی مردم ساکن کشورهای اقتدارگرا به واسطه سرمایه گذاری سنتی وجود ندارد. همه پروژه های این چنینی مجوز خود را از رژیم حاکمی گرفته اند که می تواند هر تلاشی را برای برانداختن خود مسدود یا ریشه کن کند.مشکل سرمایه گذاری سنتی در تأثیرگذاری بر تغییر اجتماعیدر میان مؤلفه های سه گانه ESG، پرداختن به نگرانی های اجتماعی ازطریق سرمایه گذاری مبتنی بر تأثیر دشوارترین مؤلفه است. با توجه به نبود فرصت های سرمایه گذاری برای رفع مشکلات حاد در مناطقی که بیشترین فوریت را دارد، ایجاد تأثیر اجتماعی مثبت از طریق سرمایه گذاری همیشه دشوار بوده و اکنون نیز همین طور است.درواقع، تقریباً همه پروژه های سرمایه گذاری که از روی آگاهی اجتماعی انجام می شوند، در کشورهایی است که شهروندان از حقوق و آزادی های مدنی بسیاری برخوردارند. گلدستاین می گوید:زمینه های سرمایه گذاری فراوان است. حوزه هایی وجود دارد که می توانید سرمایه گذاری کنید تا پول دربیاورید و هم زمان دنیا را هم تغییر دهید. بااین حال، چیزی به نام فناوری آزادی یا فناوری دموکراسی وجود ندارد که بتوان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی در آن سرمایه گذاری کرد.بخشی از این مشکل از آن جا ناشی می شود که شرکت ها نمی توانند وارد کشوری شوند و بخواهند ازطریق فعالیت هایی پول دربیاورند که مستقیماً در مخالفت با حکومت های اقتدارگرا است. در این صورت، میزبان آن ها که کنترلی یک جانبه بر روابط بانکی شان دارد، فوراً جلو کارشان را می گیرد.مسئله تأسف آور این است که از قرار معلوم اوضاع به سمتی می رود که از این هم بدتر خواهد شد.ارزهای دیجیتال ملی به دنبال تشدید سرکوب مالی۸۱ کشور که ۹۰درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند، در حال تحقیق درباره ارزهای دیجیتال ملی (CBDC) هستند. در میان کشورهای صنعتی عمده، چین با ابتکاری به نام ارز دیجیتال و پرداخت الکترونیک (DCEP) از همه پیشروتر است. چین که قدرتمندترین حکومت پلیسی جهان را دارد، ارز دیجیتالی را توسعه داده است که کنترل مقتدرانه ای را مستقیماً بر رفتار پولی شهروندانش اعمال می کند. این کشور از هم اکنون نیز در حال ادغام این سیستم در اقتصاد خود است.گلدستاین توضیح می دهد:نمی دانیم آن ها چقدر موفق خواهند بود؛ اما حکومت چین تلاش می کند در شهرها و ناحیه ها و منطقه های مختلف و با همکاری شرکت های گوناگون این ایده را ترویج دهد که مردم می توانند امور زندگی خود را درضمن میهن پرست بودن و اعتقاد بی چون وچرا به حزب [کمونیست] پیش ببرند.به عبارت دیگر، آینده پول دولتی برای میلیاردها نفر حریم خصوصی به ارمغان نمی آورد و خرج کردن آن نیز در شرایط مشخصی امکان پذیر است. همچنین، ممکن است تاریخ انقضای برنامه ریزی شده داشته باشد و سانسور یا از حساب ها حذف شود و به مفاهیمی مثل امتیاز اعتبار اجتماعی گره بخورد.ساده لوحانه است اگر فکر کنیم که حزب کمونیست چین برای استفاده از این ارز دیجیتال در شبکه گسترده شرکای تجاری خود در جهان و کشورهای متکی به آن بازاریابی نخواهد کرد یا حتی آن ها را زیرفشار نخواهد گذاشت. اگرچه بنابه دلایلی می توان امیدوار بود که ارزهای دیجیتال ملی در کشورهای غربی به اندازه ارز دیجیتال چین دهشتناک نباشند، آن ها نیز همه این ظرفیت ها را خواهند داشت.چنین سیستم های پولی نیازمند مجوزی (Permissioned) ابزارهایی عالی برای نهادینه کردن سیستم های نابرابری بالا به پایین هستند. در سیستم هایی که نخبگان غیردموکرات بر اتباع بی قدرت حکمرانی و قواعد را به صورت پیش بینی نشدنی و به دلخواهشان تعیین می کنند، برابری ذاتاً دورازدسترس نیست. بنیان آزادی و آزادی های مدنی و برابری بر قواعد برابر برای همه کس بدون امتیاز ویژه بنا نهاده شده است.به گفته گلدستاین، «این جا است که بیت کوین وارد میدان می شود و بیشترین قابلیت را در پرداختن به نگرانی های اجتماعی دارد.»برتری بیت کوین در تأثیرگذاری درمقایسه با سرمایه گذاری سنتیگلدستاین می گوید:بیت کوین یک شرکت نیست و تیم مدیریت ندارد؛ پس نه تصمیم گیر عمده ای در کار است، نه کارمندی و نه مشتری ای.بیت کوین چگونه می تواند در جاهایی که سرمایه گذاری ها به مشکل برمی خورد، تأثیرات مثبت اجتماعی را به صورت منحصربه فرد ترویج دهد؟ پاسخ در ساختار منحصربه فرد بیت کوین نهفته است. بیت کوین یک شرکت نیست و تیم مدیریت ندارد. نه تصمیم گیر عمده ای در کار است و نه مشتری یا کارمندی. اگر بخواهید بیت کوین را تغییر دهید یا از فعالیت بازدارید یا سفارش های خود را پیگیری کنید، هیچ کسی وجود ندارد که بتوانید با او ارتباط برقرار کنید یا قدرت انجام این کارها را داشته باشد.این یعنی هیچ راهی نیز برای ارزیابی بیت کوین براساس معیارهای سنتی نگرانی های اجتماعی، مانند سیاست های مدیریتی و رفتار با کارمندان و رضایت مشتری وجود ندارد. همچنین، بیت کوین می تواند در محیط های خصومت آمیز فعالیت کند و منافع حقوق بشری و ترویج آزادی را حتی با وجود مخالفت دولت ها برای کاربران تأمین کند.گلدستاین معتقد است:درنهایت، همه تلاش هایی که برای سرمایه گذاری مبتنی بر تأثیر می کنیم، درواقع مذاکره با ناقضان حقوق بشر است.بیت کوین این الگو را تغییر می دهد. سرمایه گذاری در بیت کوین اثر شبکه ای آن را عمیق تر می کند و فارغ از دیدگاه نخبگان حاکم، کارکرد آن را به عنوان جایگزین پول برای کسانی که بیش از همه نیازمند آن هستند، ارتقا می دهد و مستقیماً در بهبود وضعیت آنان نقش ایفا می کند.بیت کوین کاملاً خارج از کنترل هر رژیمی قرار دارد. حکومت های اقتدارگرا نمی توانند استفاده از بیت کوین را محدود کنند، همان طورکه از محدودکردن اشتراک فایل ها و پخش غیرقانونی بازی های فوتبال عاجز هستند. اگر واقع بینانه نگاه کنیم، نمی توان جلو استفاده مردم مشتاق از نرم افزارهای روی اینترنت را گرفت.بدین ترتیب، سرمایه گذاران برای اولین بار به سرمایه گذاری ای دست یافته اند که می توانند ازطریق آن برای میلیاردها انسانی که تحت ظلم حکومت های اقتدارگرا زندگی می کنند، تأثیرگذاری مثبت داشته باشند.بیت کوین این کار را به صورت کاملاً خودکار و ذاتی ازطریق اعمال حقوق مالکیت و حریم خصوصی و ناتوانی از تبعیض بر اساس جنسیت، نژاد، مذهب و هر خصوصیت دیگری و نیز ارائه استقلال پولی کامل به کاربران صرف نظر از محل تولد آن ها انجام می دهد. علاوه بر این، بیت کوین برای انجام این کار به اجازه هیچ کسی نیازی ندارد.پرداختن به نگرانی های اجتماعی در ساختار بیت کوینبیت کوین برای اینکه مشکلات مهم را رفع کند، به انجام کار خاصی نیازی ندارد. بیت کوین انبوهی از مشکلات را که در کانون بسیاری از نگرانی های اجتماعی ما قرار دارند، ازطریق ساختار خود رفع می کند.نابرابری در دسترسی به بیت کوین امکان پذیر نیست. این سیستم به مجوز نیازی ندارد و هرکسی آزادانه می تواند از آن استفاده کند. بیت کوین از هویت واقعی افراد آگاه نیست؛ به همین دلیل، نمی تواند براساس جنسیت، نژاد، گرایش جنسی، مذهب یا هر خصوصیت دیگری میان آنان تبعیض قائل شود.برای استفاده از بیت کوین به اوراق هویت احتیاجی نیست؛ بلکه تنها ابزار موردنیاز، یک گوشی هوشمند است. این باعث می شود که میلیاردها نفر از مردمی که نمی توانند یا مایل نیستند از قواعد احراز هویت تبعیت کنند، به سپرده های بلندمدتی که در طول زمان کاهش نمی یابد و انتقال پول الکترونیکی دسترسی فوری داشته باشند.متکی نبودن بیت کوین به داده های مربوط به هویت واقعی، مشکل حریم خصوصی و محافظت از داده ها را نیز رفع می کند. در سیستم بیت کوین، هیچ یک از داده های مربوط به حریم خصوصی جمع آوری نمی شود؛ ازاین رو، اطلاعاتی برای از دست دادن وجود ندارد.قواعد بیت کوین برای هر مشارکت کننده ای برابر است. هیچ کاربری امتیاز ویژه ای ندارد که بتواند با استفاده از آن پول دیگران را بگیرد و خود را ثروتمند کند. هیچ کسی نمی تواند وجوه دیگران را سانسور یا توقیف و از دسترسی دیگران به سیستم جلوگیری کند. هر سکه ای که منتشر می شود، در ازای کاری به دست آمده است؛ یعنی این سیستم هرگز حتی یک سکه را به رایگان به کسی نداده است.گلدستاین توضیح می دهد:هر بازیگری در شبکه بیت کوین با دیگران برابر است. مقدار بیت کوینی که کسی به دست می آورد، هیچ قدرت ویژه ای برای متوقف کردن دیگران یا تغییر قواعد به نفع خودش به او نمی دهد. در بیت کوین، از اثر کانتیلون خبری نیست و هیچ کسی به منشأ پول نزدیک تر از دیگری نیست تا بتواند با هزینه دیگران به سود برسد.برابری در بیت کوین هدف بلندپروازانه ای نیست؛ بلکه ویژگی ای است که به سختی در پروتکل آن کدنویسی شده است. ورود به سیستم پولی بیت کوین دنیایی از محصولات و خدمات مالی را به روی کاربران می گشاید. همه چیز از پس انداز و وام گرفته تا انتقالات پولی بین المللی ازطریق اینترنت برای همگان دردسترس است. گلدستاین چندین کاربرد واقعی بیت کوین را برای فعالان حقوق بشر و کارآفرینان در تبعید سیاسی نام می برد:دیروز با زنی اهل اتیوپی صحبت می کردم. او اکنون در اروپا حضور دارد و از کشورش گریخته است و حقوق مترجمان خود را که هنوز در شاخ آفریقا هستند، با بیت کوین پرداخت می کند. او هیچ راه دیگری برای پرداخت حقوق آنان ندارد. بدین ترتیب، در حالی که ارز ملی اتیوپی (بیر) ۲۰درصد تورم دارد و داشتن دلار در این کشور غیرقانونی است، این افراد می توانند با بیت کوین ارزش خود را ذخیره کنند.ثروتمندان در این کشور از دلار استفاده می کنند و دلار دارند و خود را گرفتار بیر (birr) نمی کنند. این واحد پولی برای مردم عادی است و مردمی که در خارج از شهرها زندگی می کنند، گرفتار بیر هستند و استاندارد زندگی و حقوقشان با بیر سقوط می کند.مشخص است که این سیستم آشکارا به نفع نخبگان برپا شده است. رفع بیشتر این نگرانی ها با هیچ سرمایه گذاری دیگری ممکن نیست. در کشورهای دموکراتیک، تا حدی می توان با نهادهای کارآمدِ تنظیم مقررات و ازطریق سرمایه گذاری گزینشی در شرکت هایی که به پیاده سازی سیاست های اخلاقی مشتاق هستند، دسترسی نابرابر مبتنی بر ویژگی های کاربران را کاهش داد. بااین حال، اگر دسترسی نابرابر سیاست دولتی باشد، ازطریق سرمایه گذاری سنتی هیچ کاری نمی توان برای آن کرد.این درباره حریم خصوصی و نابرابری سیستماتیک ناشی از تورم نیز صادق است. تا زمانی که این مشکلات سیاست های آشکار دولتی باشند، هیچ امیدی به رفع آن ها ازطریق سرمایه گذاری سنتی نیست؛ چراکه این سرمایه گذاری ها نیازمند دریافت مجوز از خودِ مجرمان است.تقویت بیت کوین برای اثرگذاری مثبت اجتماعی با سرمایه گذاری در آنهرچه افراد بیشتری از بیت کوین استفاده کنند، سودمندی آن نیز بیشتر می شود. همچنین، هرچه نقدینگی بازارهای بیت کوین بیشتر شود، سودمندی بیت کوین به عنوان پول بیشتر می شود. گسترش اثر شبکه ای بیت کوین ازطریق کاربرد آن باعث تقویت توانایی اش در کمک به کاهش مشکلات حاد اجتماعی در محروم ترین نقاط جهان می شود.سرمایه گذاری سودمند می تواند انواع مختلفی داشته باشد. سرمایه گذاری در تأمین مالی توسعه دهندگان منبع باز بیت کوین و سرمایه گذاری در شرکت هایی که برای ارائه دسترسی به بیت کوین ازطریق گوشی هوشمند زیرساخت نرم افزاری تأمین می کنند یا حتی سرمایه گذاری در خود بیت کوین برای تعمیق نقدینگی و تقویت اثر شبکه ای آن، همگی نوعی از سرمایه گذاری در بیت کوین هستند.گلدستاین درپایان می گوید:شما این فرصت را دارید که سرمایه گذاری ای عادی داشته باشید یا در زیرساخت چیزی سرمایه گذاری کنید که از اساس تحول آفرین است و می تواند ابزار توانمندسازی واقعی در اختیار همه کسانی بگذارد که به اینترنت دسترسی دارند.بیت کوین چنان برای ناقضان حقوق بشر مخرب است که به شما توصیه می کنم بخشی از سرمایه گذاری خود را به بیت کوین اختصاص دهید. در این صورت، وقتی می دانید دارید چیزی را ترویج می کنید که حقیقتاً مخلّ اقتدارگرایی و ظلم در جهان است، راحت تر می خوابید.در این باره بیشتر بخوانید

کریپتو هگزا سایت بازنشر خبری است و در قبال محتوای اخبار نشر شده هیچ مسولیتی ندارد.

جدیدترین اخبار ارزهای رمزگذاری شده در حوزه CryptoNews-ارز دیجیتال، نشر خبر " بیت کوین چگونه بازی را تغییر داد؟ از منبع ارز دیجیتال. "

اخبار گوناگون
× ×